بیوگرافی آقای مهندس آشوری محقق طب سنتی

مهندس علی اصغر آشوری محقق طب سنتی

علی اصغر آشوری، محقق طب سنتی و دبیر شورای طب سنتی دانشکده پزشکی شهید بابایی قزوین: طب سنتی، مکمل طب نوین است.

 اشاره: طب سنتی و اشاعه‌ی آن در سطح جامعه ایرانی، اصلاح نگرش ها در قبال آن و بهبود ساختارهای موجود برای تبلور این طب در حال حاضر با توجه به اثرات مخرب داروهای شیمیایی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار شده است.برای شناخت بیشتر طب سنتی با علی اصغر آشوری، پژوهشگر گیاه درمانی و دبیر شورای طب سنتی دانشگاه شهید بابایی علوم پزشکی قزوین به گفت و گو نشستیم. وی متولد سال ۱۳۲۴ شمسی در محله آخوند قزوین است که از کودکی در خانواده با طب سنتی آشنا شد و بعدها نزد کربلایی میرزاحسین عطار در همان محله ابتدایی ترین مراحل آموزش علمی و عملی را دید، وقتی که آشوری از این استادش یاد می کند، بغض گلویش را می گیرد و اشک در چشمانش حلقه می زند. با هم این مصاحبه را می خوانیم:

چگونه با طب سنتی، خصوصاً با گیاهان دارویی آشنا شدید؟

خاندان آشوری ها یک خاندان علم دوست و علم پرور در قزوین به شمار می روند و من از دوران کودکی با گیاهان دارویی و طب سنتی آشنا بودم. در محل زندگیمان، محله آخوندها یک مغازه عطاری معتبری وجود داشت و من از ۱۲ سالگی با توجه به علاقه‌ی زیاد و سابقه‌ی طب سنتی در خانواده ام بعد از مدرسه در این عطاری کار می کردم. متولی این مغازه فردی به نام مرحوم کربلایی میرزاحسین عطار بود که با علامه طباطبایی نویسنده تفسیر المیزان حشر و نشر، دوستی و ارتباط نزدیکی داشت. ایشان در خصوص طب سنتی، گیاهان دارویی و اثرات آن بر بیماری ها اشراف کاملی داشت و در آن زمان بسیاری از بیماری ها را درمان می کرد. من ۱۹ ساله شده بودم و کربلایی حسین حدود ۹۰ سال داشت و چون علاقه خاصی به کربلا و امام حسین (ع) داشت، دائماً این شعر را زمزمه می کرد: «گویای این دل تنگم، میل کربلا دارد». یک روز ظهر به من گفت: می خواهم به کربلا بروم، کلید عطاری را به من داد و رفت و من در عطاری وی شروع به کار کردم، پدرم خواستار تعطیلی مغازه بود تا من به درسم ادامه دهم، مغازه را تعطیل کردم، ولی به دلیل علاقه‌ام به گیاهان و طب سنتی در منزل نیز فعالیت های کربلایی حسین عطار را ادامه می دادم تا سال ۴۲ دیپلم گرفتم. سال ۴۴ وارد دانشکده خلبانی تهران شدم، بعد از مدتی دیدم خلبانی با ذائقه‌ی من مطابقت ندارد، بعد از ۸ ماه از دانشکده خلبانی بیرون آمدم و وارد دانشکده منابع طبیعی گرگان شدم. اساتید آنجا همگی آمریکایی، هندی و اروپایی و از مؤسسه خواربار جهانی FAO بودند.

- در خصوص دوران تحصیل دانشگاه بیشتر توضیح بدید؟

دوران خیلی خوب و پرباری برایم بود، اساتید ممتازی مانند بهی مایا هندی و عبدالملک خطک پاکستانی در آنجا تدریس می کردند. چون دانشکده منابع طبیعی گرگان وابسته به سازمان خواربار جهانی بود، اساتید عالم و برجسته ای آنجا بودند، من از استاد بهی مایا مطالب بسیار مفیدی در خصوص طب سنتی و گیاهان دارویی آموختم.

- بعد از فراغت از تحصیل چه کار کردید؟

به عنوان کارشناس اداره منابع طبیعی استخدام شدم و در شهرهای سبزوار، دامغان، سمنان، سراوان، تایباد، مهران، بانه، سقز، کرمانشاه و ... کار کردم. خیلی جالب است بدانید آن موقع در این شهرها طب سنتی رواج گسترده ای داشت.

- آیا در این شهرها آموزش های تکمیلی نیز در خصوص طب سنتی و گیاهان دارویی دیدید؟

بله، مثلاً در شهر کرمانشاه با فردی به نام میرزای کرمانشاهی که ۱۱۵ سال داشت آشنا شدم. وی از کردهای «حمورامان دشت نینوای عراق» بود، که طب سنتی در خانواده آن ها نزدیک به ۷۰۰ سال به صورت موروثی رواج داشت. من با توجه به اطلاعاتم، گیاهان دارویی برای میرزا می آوردم و وی داروهای دست ساز متنوعی درست می کرد تا سال ۵۹ که جنگ عراق علیه ایران شروع شد، در آن زمان میرزا در سن ۱۲۷ سالگی فوت کرد، وی وصیت کرده بود بعد از مرگش کلیه کتابهایش که بسیار ارزشمند بود، به من واگذار شود، در آن زمان احساس کردم به مرحله ای رسیده ام که می توانم برخی فعالیت ها را در طب سنتی به صورت مستقل انجام دهم.

- بعد از فوت میرزای کرمانشاهی، چه کار کردید؟

اواسط جنگ به قزوین منتقل شدم و زیر نظر حکیم ابراهیم، یکی از حکمای قدیم و به نام ایران و قزوین در کوچه قافله باشی شاگردی کردم. بعد از فوت او در سال ۶۵ به صورت مستقل و رسمی شروع به فعالیت در زمینه طب سنتی کردم، همزمان به دانشکده علوم پزشکی قزوین در خصوص آموخته هایم و فعالیت هایم نامه ای نوشتم و از سوی دانشکده پزشکی قزوین آن وقت به همکاری دعوت شدم. در آن زمان «طرح تلفیق طب سنتی و طب نوین» را ارایه کردم که ظاهراً مورد توجه قرار گرفت.

- در طرح تلفیق طب سنتی و طب نوین فقط به آموخته های خود تکیه کرده بودید یا مطالعاتی در خصوص فعالیت دیگر کشورها در خصوص طب سنتی نیز داشته اید!؟

بله، من مطالعات میدانی مختلفی در خصوص طب سنتی کرده بودم، چون لازم می دانستم در خصوص طب سنتی در آموخته‌های دیگر کشورها بدانم، به کشورهای هند، چین، پاکستان، تایلند، یونان، آلمان، فرانسه و هلند مسافرت کردم. خلاصه به دقت اقدامات حکمای طب سنتی آن کشورها را مطالعه و سعی کردم در ارایه الگوی تلفیق طب سنتی و طب نوین، این مسایل حتماً لحاظ شود.

- گفتید جذب دانشگاه علوم پزشکی شدید، در آنجا چه کار می کردید؟

از سال ۶۶ تا ۶۸ از اداره کل منابع طبیعی مأمور به خدمت در دانشگاه علوم پزشکی قزوین شدم، متأسفانه به دلایلی و مظلومیت طب سنتی، راهکارهایم در خصوص تلفیق طب سنتی و طب نوین عملاً مورد استقبال قرار نگرفت ولی ناامید نشدم، مقالات متعددی نوشتم و در اختیار مرکز پژوهش های علمی تهران قرار دادم، آن‌ها من را به مرکز جذب نخبگان نهاد ریاست جمهوری فرستادند، از سال ۷۰ تا ۷۲ نیز مطالب و برداشت های خود را از طب سنتی در آنجا مطرح می کردم، آن ها نیز پس از مدتی مرا به فرهنگستان علوم پزشکی که رئیس آن دکتر فاضل (دکتر مخصوص امام خمینی «ره») بود فرستادند، آنان نیز مرا به بیمارستان مصطفی خمینی (میثاقیه) فرستادند. در آن زمان این بیمارستان، تنها محلی بود که به واسطه طب سنتی به معالجه بیماران علاقمند می پرداخت؛ من در آنجا کار داروسازی گیاهان دارویی را انجام می دادم تا بعد از مدتی، پزشکان آن بیمارستان طی اعتراض گسترده، فعالیت گروه طب سنتی را تعطیل کردند و بعد دوباره به قزوین برگشتم تا سال ۸۶ دوباره از سوی دانشگاه علوم پزشکی قزوین دعوت به کار شدم و هم اکنون پس از تصویب هیأت علمی به عنوان دبیر شورای طب سنتی دانشگاه مشغول فعالیتم.

- چه طور شد، بعد از ۲۰ سال دوباره به کار در دانشگاه علوم پزشکی دعوت شدید؟

سازمان بهداشت جهانی به عنوان یک سازمان بی طرف و متولی پژوهش های درمان پزشکی دنیا، طی تحقیقاتی در خصوص اثرات داروهای شیمیایی و طب نوین به سه نتیجه مهم رسید؛ ۱- داروهای شیمیایی دارای عوارض است، ۲- هزینه های درمان این روش بالاست و همه مردم نمی توانند از خدمات این طب استفاده کنند. البته این نیز به علت یارانه دولت به دارو در ایران زیاد ملموس نیست. ۳- کشورهای جهان سوم از خدمات اصلی این طب (نوین) محرومند، بنابراین کارشناسان این سازمان طی بخشنامه ای خواستار گسترش و رواج طب سنتی در دنیا با هدف رفع این سه مشکل اساسی شدند، بعدها در وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، «معاونت طب مکمل» تشکیل شده و برای آن بودجه در نظر گرفته شد، ولی متأسفانه اکثر این بودجه صرف حق جلسات تشریفاتی شد و به طرح های امثال طرح بنده و دیگر دوستان که در خصوص طب سنتی و گیاهان دارویی اقداماتی انجام داده اند، بودجه ای تخصیص نیافت، البته اسناد و مدارک من در این خصوص موجود است.

- با توجه به تجربه شما، چه تعریفی از طب سنتی دارید؟

براساس تعاریف کتب قدیمی نظیر قانون بوعلی سینا، رازی، جرجانی، فارابی، حکیم مؤمن و هزاران کتب رساله تذکره و ... طب سنتی مجموعه دانشی است که متکی به تحقیقات علمی و عملی است و دارای اصول و مبانی کاملاً علمی است و از اساس بیماری را معالجه می کند. البته باید یادآور شوم، سابقه طب سنتی همزمان با پیدایش انسان در سرزمین ایران می رسد.

- طب سنتی از ابتدای پیدایش تاکنون چه مراحلی را طی کرده است؟

۵ مرحله اساسی در تکوین طب سنتی را مشاهده می کنیم. یک مرحله مربوط به دوران باستانی و اساطیری است. اجداد و نیاکان ما در این دوره به بسیاری از خواص گیاهان در درمان بیماری ها پی برده بودند، کار طبابت توسط موبدان در آتشکده ها انجام می شد، حتی کار اطبا تقسیم بندی شده بود به جراحان، گیاه پزشکان و درمان کنندگان روحی که جدا از هم فعالیت می کردند. براساس اسناد تاریخی نظیر شاهنامه فردوسی در زمان شاهنشاهی منوچهر، در باب تولد رستم آمده است، چون رستم جثه بزرگی داشت، مادرش رودابه توانایی زایمان طبیعی را نداشت و موبدان می آیند با عمل جراحی به نام «قیصر»، رستم را سالم به دنیا می آوردند که بعدها در اروپا این عمل به «سزارین» معروف شد. در کتاب مقدس اوستا در دوران زرتشت نیز از پزشکانی نام برده شده است به نام فریدون که در حوزه پزشکی تدریس می کردند و مراکز درمانی به نام حکیم خانه داشته اند. بعد از این دوره، نوبت به دوره ساسانیان می رسد، شاپور اول و دوم و انوشیروان عادل خیلی به طب سنتی علاقمند بودند، در آن زمان به علت جنگ دانشمندان روم شرقی با مذهبیون، دانشمندان و حکمای آنان به دربار ساسانیان پناه آورده بودند، همزمان با این واقعه، «بیمارستان و مدرسه طب جندی شاپور اهواز» تأسیس شد که اولین دانشکده طب سنتی دنیا بود و در سال ۲۰ سلطنت انوشیروان عادل در شهر تیسفون اولین «کنگره علمی پزشکی دنیا» با حضور جبرئیل طبیب، بیادیق، سرجیس طبیب و برزویه حکیم تشکیل شد، آنان با توجه به اشراف کامل بر طب های مختلف، کتب زیادی را از طب های یونانی، هندی، بین النهرین، کلده و آشوری و بابلی ترجمه کردند و در نهایت با طب باستانی ایرانی تلفیق کامل و جامعی نمودند و یک آلیاژ بسیار قوی از طب گیاهی و سنتی روز به دست آوردند.بعد از ظهور اسلام و حمله اعراب به ایران، مدتی مدرسه و بیمارستان طب جندی شاپور اهواز تعطیل شد و بعدها مرکز طب در بلاد اسلامی توسط خلفا به بغداد منتقل شد، در این زمان دانشمندان ایرانی نظیر محمد زکریای رازی تلاش‌های فراوانی برای بقا و گسترش طب سنتی ایرانی انجام دادند، وی ۱۲۰۰ سال قبل کتاب‌های زیادی در خصوص طب، تغذیه، کیمیا و ... تألیف کرد و الکل را به عنوان مادر صنعت پزشکی کشف کرد، بعدها بوعلی سینا با استفاده از افکار رازی و طب یونانی، کتاب های متعددی نوشت که کتاب قانون وی در پزشکی از قرن ۱۵ به بعد در اروپا به عنوان منبع و مرجع رسمی تدریس مورد استفاده دانشگاه معتبر بود.در مرحله چهارم، فردی به نام «پارالز»، در اروپا در جشن کتاب سوزان اروپا، کتب طب سنتی نظیر کتاب های بوعلی سینا، رازی و جالینوس را از بین برد و پایه‌گذار طب نوین پزشکی شد، بعدها پاستور، فلمینگ و ... فعالیت های وی را گسترش دادند. در ایران نیز تب فعالیت طب نوین بالا گرفته بود، تا این که در سال ۱۳۲۴ فعالیت در طب سنتی ممنوع شد و این اقدام باعث از بین رفتن بسیاری از داشته ها و دانسته ها در این خصوص شد.بعد از انقلاب نیز در حدود سال ۶۰ براساس بخش نامه سازمان بهداشت جهانی طب سنتی از حالت مرگ بیرون آمد و در حال حاضر، در حال رشد دوباره خود و گسترش است.

- فکر می کنید دلیل مخالفت رژیم سابق یا طب سنتی و اصیل ایرانی چه بود؟

براساس آمار و شواهد، تجارت دارو در حد تجارت اسلحه برای استعمارگران خارجی دارای منفعت است، بنابراین این تصمیم رژیم قبل، تحت تأثیر فشار تاجران کمپانی‌های داروسازی در راستای سودآوری و اقتصادی بودن طب نوین و گسترش داروهایی شیمیایی بوده است. ما در ایران ۴ اقلیم  از ۵ اقلیم دنیا (شامل خشک، خشک و تر، سرد، سرد و خشک و هاره) داریم. شرکت های استعمارگر خارجی در زمینه تولید دارو، گیاهان دارویی را به قیمت های ناچیز و خروار و به صورت فله ای از کشورهای جهان سومی نظیر ایران می خرند و با انجام برخی تغییرات و عصاره کشی در بسته بندی های کوچک و شکیل به چند برابر قیمت خرید فله‌ای آن، تحت عنوان داروهای گیاهی به کشورهای ما می فروشند.

- در حال حاضر وضعیت طب سنتی در ایران چگونه است؟

قبل از ابلاغ رسمی و اجرایی شدن بخش نامه سازمان بهداشت جهانی در خصوص گسترش و رواج طب سنتی، افرادی را که در خصوص طب سنتی فعالیت می کردند با تحقیر از مراکز علمی و دانشگاهی بیرون می کردند، ولی حالا به صورت بسیار ظاهری و سمبولیک یک صندلی تشریفاتی به آن ها داده اند، تا دهانشان بسته شود، ولی دریغ از این که برای طرح های تحقیقاتی آنان اعتباری تخصیص دهند، ما حتی برای تجهیز شورای طب سنتی و خرید کتاب ها و تحریرات مربوط مشکل داریم، هم اکنون وضعیت طب سنتی در کشور در حالت خوف و رجاء است. ما می گوییم برای فلان بیماری راه درمان داریم، بیماران درمان شده را معرفی می کنیم، می گویند تو خودت این ادعا را داری ما قبول نمی کنیم، می گوییم شما بیمار معرفی کنید در بیمارستان تا ما زیر نظر شما معالجه کنیم، گفتند امکان ندارد، قانونی نیست. می گویند این بیمارستان، اسمش بوعلی سینا هست ولی نمی توان براساس کتاب قانون وی و شیوه درمانی وی، افراد را درمان کرد، این هم وضعیت طب سنتی است.

- ویژگی های طب سنتی چیست؟

درمان از نظر اقتصادی در طب سنتی نسبت به طب نوین و شیمیایی در خیلی از بیماری ها بسیار ارزان است. در طب سنتی اخذ ویزیت معنا و مفهومی ندارد، گیاه دارای قیمتی مشخص است، هزینه تهیه، پاک کردن، شستشو، ضدعفونی کردن آن نیز مشخص است، طبیب سنتی می تواند از افراد متمول تا ۵۰ درصد کل هزینه دارو را به عنوان دستمزد دریافت کند و از بیماران کم بضاعت، پول کمتری بگیرد و به مستمندان داروی رایگان بدهد. این کار جزو اخلاق پزشکی طب سنتی است. اطبا سنتی حق ندارند زندگی مرفه داشته باشند، باید درآمدشان را صرف تحقیقات برای درمان بیماری ها کنند، این اخلاق و میثاق نامه اطبا طب سنتی است.طب سنتی یک طب علمی، عملی و کاملاً بی ضرر است. بیماری ها را از اصل، اساس و به صورت ریشه ای و از طریق شناسایی مزاج فرد بیمار درمان می کند. مطمئناً فردی که از طریق طب سنتی مداوا می شود، به بیماری های دیگر دچار نمی شود.

- طرح شما تلفیق طب سنتی و طب نوین است، در صورت تلفیق، چه ثمراتی برای جامعه و مردم دارد؟

اول یک موضوعی را بازگو کنم، حدود ۹۰ سال پیش تلفیق طب سنتی و طب نوین در کشور چین به وجود آمد، با توجه به ویژگی های اخلاقی مردم چین، اطبا طب نوین و طب سنتی با خلوص نیت در کنار هم نشستند و با طرح عقاید خود، تلفیق مثبتی به وجود آوردند که طب سوزنی چین عالم گیر شد و در کل دنیا دارای شعبات فراوانی است و درآمد سرشاری را برای چینی ها به ارمغان آورد. طب سوزنی چین که دارای اثر موقتی است تنها روی ۶۰۰ نقطه از بدن تمرکز دارد و براساس عملیات سمپاتیک و پاراسمپاتیک عمل می کند، در حالی که طب سنتی ایران شامل گیاه پزشکی، حجامت، فسد، زالودرمانی، تنقیه و جوشانده با شناسایی بیش از ۱۰۰ هزار نوع گیاه دارویی، حیوانی و وجود هزاران کتاب، رساله و ... به عنوان منابع بی بدیل مهجور و مظلوم واقع شده است. طب سوزنی و سنتی چین در مقابل طب سنتی ایران همانند قطره ای در مقابل دریا است.احیای طب سنتی و تلفیق آن با طب نوین دارای منافع بی شماری برای جامعه است؛ این یک طرح چند منظوره مفید است. اگر کنار هر پزشک عمومی یا متخصص، سه نفر آشنا به طب سنتی به عنوان مشاورین فعالیت کنند و به پزشک در ارایه دارو در نسخه مشاوره بدهند، نزدیک به ۵۰۰ هزار فرصت شغلی برای فارغ التحصیلان کشاورزی، گیاه پزشکی، منابع طبیعی، شیمی تغذیه، صنایع داروسازی و ... ایجاد می‌شود. کار داروسازی سنتی، روغن گیری، عرق گیری، بسته بندی، توزیع، تبلیغات و ... نیز به خودی خود ایجاد شغل می کند.افزایش عمر زندگی انسان از دیگر منافع این تلفیق است، مردم ایران با بیش از ۷۰ میلیون جمعیت، ۵ برابر مردم چین با بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون جمعیت، داروی شیمیایی مصرف می کنند، مصرف این میزان داروی شیمیایی موجب عوارض های مختلف، کوتاهی عمر و بیماری های گوناگون می شود و از طرفی هزینه های ارزی فراوانی را به واسطه خرید دارو یا مواد اولیه آن به اقتصاد کشور تحمیل می کند. در زمان حکومت حسن صباح در الموت قزوین داروهای گیاهی متنوعی تولید و به اقصا نقاط دنیا صادر می شد، اما هم اکنون وضعیت برعکس شده است.

- با توجه به این که شما سال ها به عنوان کارشناس منابع طبیعی در قزوین فعالیت داشته اید، وضعیت این استان را برای تولید گیاهان دارویی چطور ارزیابی می کنید؟

بوعلی سینا پس از سفرهای فراوان، بالاخره در همدان سکنی گزید، چرا، به دلیل این که به گیاهان دارویی در قزوین، همدان، کرمانشاه، لرستان دسترسی داشته باشد. قزوین، اصفهان، مشهد، اهواز، همدان در زمینه طب سنتی سابقه دیرینه ای دارند، در گذشته در قزوین صدها حکیم توانا زندگی می کرده اند، با توجه به استعداد طبیعی در الموت، طارم، آبیک، بوئین زهرا، آوج، منطقه تاکستان و ... قزوین یکی از مستعدترین مناطق برای ایجاد منطقه نمونه جهت تولید گیاهان دارویی در کشور به شمار می رود.اخیراً بازدیدی از مزرعه ای در زرآباد الموت داشتم، سازمان جهاد کشاورزی قزوین در این مزرعه یکی از نادرترین و بهترین «گل گاوزبان پرکلاغی» دنیا را تولید می کرد، که می توان کاشت این محصول را در کل منطقه گسترش داد و اگر به صورت کارشناسی و دقیق این تولید صورت بگیرد، درآمد آن برای کشاورزان منطقه و استان بسیار خواهد بود. مطمئناً تولید بسیاری از محصولات داروهای گیاهی از نظر تولید برخی محصولات کشاورزی بیشتر خواهد بود. کاشت درخت عناب نیز بسیار مفید است.

- با توجه به این که شما دبیر شورای طب دانشکده شهید بابایی قزوین هستید، تاکنون چه اقداماتی را در زمینه‌ی گسترش طب سنتی صورت داده‌اید؟

با نظر مساعد دکتر زینالو، رئیس دانشگاه، دکتر سررشته داری پدر طب سنتی قزوین و دکتر اکرم بهشتی رئیس شورای طب سنتی، علی رغم وجود برخی مشکلات اقدامات خوب و قابل تحسینی نسبت به دانشگاه های هم ردیف انجام شده است. اختصاص اتاقی برای تمرکز فعالیت های طب سنتی در دانشگاه، تهیه و جمع آوری بیش از ۴۰۰ جلد کتاب مربوط، برگزاری چند همایش جالب، آموزش دانشجویان علاقمند به طب سنتی از جمله اقدامات این شورا است.این برنامه جهت آشنایی توده های مردم با طب سنتی نیز از دیگر رسالت های دانشگاه محسوب می شود که این نیز در گروی همکاری صداوسیما، مطبوعات و دیگر رسانه ها است. به جرأت می توان گفت حدود یک چهارم مردم ایران علاقمند به طب سنتی هستند و برای سیراب کردن این عطش به صورت منطقی باید اقدامات اساسی‌تری صورت گیرد.ایجاد اشتغال برای فارغ التحصیلان دانشگاه ها و دیگر اقشار، مراجعه کمتر به مراکز درمانی، بالا رفتن طول عمر و افزایش سلامتی جسمی و روحی، رونق اقتصادی، ایجاد صنعت گیاهان دارویی از مزایای توجه به طب سنتی و طرح تلفیق است.البته به برکت استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران چماق تکفیر رسمی و بی سوادی از سر اطبا و فعالان طب سنتی برداشته شده است و ان شااله مسئولین به این حدیث امام علی (ع) که می فرمایند «تجربه از عمل بهتر است»، بیشتر توجه کنند.من به عنوان یک فعال در طب سنتی معتقدم، تشخیص بیماری با پزشک مجرب است و پزشک در اعمال روش های درمانی بهتر است داروهای سنتی را تجویز کند، زیرا این طرح، خواست سازمان بهداشت جهانی است، و در این طرح هر فردی نظیر روغن گیر، گیاه شناس، داروساز، زالوانداز، بسته بند، حمل و نقل، خون گیر، عطار، گیاه کار، دروگر و ... کار خود را انجام می دهند و در رأس این هرم پزشک است که فعالیت می کند.

- شما در حدود ۵۳ سال در خصوص طب سنتی فعالیت کرده اید، برای کدام بیماری ها به راه علاج قطعی رسیده اید، راه درمان کدام بیماری ها را با استفاده از گیاهان دارویی پیدا کرده اید؟

به جرأت می گویم، حداقل روی ۳۰ نوع بیماری کار تحقیقاتی کرده‌ام و به نتایج مهمی در درمان قطعی و کامل دست پیدا کرده ام. در حال حاضر ۱۸ درصد مردم قزوین مبتلا به بیماری دیابت (قند) هستند، طبق اعلام شبکه بی‌بی‌سی تا ۲۰ سال آینده حدود ۴۰ درصد مردم دنیا به این بیماری خطرناک مبتلا می شوند که بیماری مهلکی است، برای پیشگیری و درمان آن می توان از گیاهان، دارویی استفاده کرد. بیماری های قلبی و عروقی بیماری دیگری است که می توان با استفاده از گیاهان بدون انجام عمل جراحی قلب و عوارض، بسیاری از مشکلات افراد را حل کرد، درمان بیماری های استخوانی و پوکی آن نیز از جمله اقداماتی است که می توان با استفاده از تغذیه صحیح و داروهای گیاهی انجام داد. مثلاً در طب نوین برای جلوگیری از پوکی استخوان کلسیم تجویز می کنند، کلسیم برای جذب باید حمل کننده ای مثل ویتامین C داشته باشد، که قبل از آن باید به واسطه برخی جوشانده های گیاهی، معده‌ی فرد از برخی آنزیم های مخرب پاکسازی شود، وگرنه خوردن کلسیم در اغلب موارد موجب بروز رسوب به خصوص بروز سنگ کلیه کلسیمی به شکل بادام می شود.وقتی در کاوش ها به اجساد افراد برخورد می کنند، می بینند استخوان های آن ها بسیار سالم و روشن است، من تحقیق کردم دیدم آنان تغذیه بسیار عالی و کامل داشتند، از علف چشمه و کوهی، پنیر، مغز گردو و نان جو استفاده می کردند. علف چشمه یک گیاه ضدعفونی کننده قوی است و بقیه مواد غذایی سرشار از کلسیم است و بیشتر تغذیه آن ها گیاهان دارای کلسیم و مواد غذایی مهم و ویتامین C و ضدعفونی کننده دستگاه گوارش بوده است.مورد دیگر در این زمینه بگویم، باربران قدیم در بازار، بسته های بزرگ را بر پشت خود حمل می کردند، بدون این که خسته شوند یا کمر درد بگیرند، در عین حال استخوان های آن ها بسیار بزرگ و قوی بود، با تحقیق در این رابطه دریافتم، تغذیه آن ها شامل کلسیم های حیوانی، ویتامین C و گیاهان ضدعفونی کننده دستگاه گوارش نظیر سوپ های استخوانی، خرخره گوسفند، سوپ استخوان بدون مغز استخوان که کلسیم و چربی اش و یک شگرد مهم اطبا سنتی جهت دفع چربی همه این ها رابا نعناع و دارچین می خوردند. آیا می دانید گیاهان خانواده نعناعیان چه قدر در دفع چربی از بدن مفید هستند و دارچین در دفع چربی چقدر مؤثر است و عرق کردن بدن چقدر مفید است.درمان سیروس کبدی، بیماری های دیالیزی، بیماری های کلیوی، عضلانی، دیسک کمر، سیاتیک، انزال زودرس، نازایی ها و تولید پسر سالم و باهوش و ... با توجه به داروهای گیاهی به صورت قطعی امکان پذیر است. فقط باید جامعه پزشکی این امکان و فرصت را با روی گشاده به ما بدهد تا کار خود و ثمرات فعالیت در زمینه طب سنتی را نشان دهیم.

- برای داروهای آرایشی نیز طب سنتی ایران فعالیتی کرده است؟

ذکر این نکته کافی است در زمان صفویه، از بازار ایران انواع لوازم آرایشی و بهداشتی نظیر کرم ها، پودرها، شفاف کننده ها، نرم کننده ها، سرخ آب و سفیدآب، موبرها و ... به کشورهایی نظیر فرانسه، چین، انگلیس و ... صادر می شد. در حالی که امروز ایران بزرگترین وارد کننده این لوازم از فرانسه، چین، ترکیه و ... است. متأسفانه تبلیغات همه جانبه ماهواره فرهنگ ما را مسخ خود کرده است.

- شما گفتید می خواهید کتاب منتشر کنید، در این خصوص توضیح دهید.

براساس تجربه ۵۳ ساله ام می خواستم ۵ کتاب در خصوص طب سنتی بنویسم ولی فهمیدم کسی برای درمان بیماری خود باید روزها برای مطالعه این ۵ کتاب وقت بگذارد، بنا دارم به تأسی از مولا علی (ع)، کشکول طب سنتی را با موضوعات متنوع و جداگانه در خصوص قند خون، دیابت، استخوان، بیماری های قلبی و عروقی و این ۳۰ نوع بیماری منتشر کنم تا تجارب خود را به صورت عینی و واقعی در اختیار علاقمندان قرار دهم.

- چند توصیه برای سلامتی مردم کنید!

مردم حتی المقدور از غذاهای طبیعی استفاده کنند، به نوشابه‌ها مواد نگهدارنده می زنند تا رسوب نکند و فاسد نشود که برای معده و سلامتی بسیار مضر است. در گذشته مردم سرکه و شیره را به جای نوشابه استفاده می کردند، ترکیبات انگور ضد سرطان است و هم قیمتش ارزان است و عوارض هم ندارد. الحمداله در قزوین انگور فراوان داریم و یکی از دلایل زیاد شدن سرطان همین نخوردن سرکه شیره است، در قدیم بسیار معمول بوده و امروز منسوخ شده است. در کتاب «طب بهداشتی امام رضا (ع)» می گوید: «فرد در هر فصل باید غذایی مطابق با آن فصل بخورد.» کسی که مزاجش صفراوی است نباید در تابستان گوشت و سرخ کردنی بخورد، بلکه باید غذاهای سرد بخورد، در بهار بیشتر *** نظیر سبزی کوهی استفاده کند. پوشیدن کفش با زیره پیو که مد شده است به علت وجود مواد نفتی موجب بروز گرما و ایجاد بیماری قندی و بوی بد در پا و کفش می شود. بیماری قند را در قدیم دولاب می گفتند که ایجاد بیماری در کلیه می شود.سعی کنید لباس های زیر حتماً نخی باشد تا استرس را کمتر کند و از بروز بیماری های پوستی جلوگیری کند.مردم سعی کنند با یکدیگر مهربان باشند، جدل و پرخاشگری نکنند، حقوق همدیگر را محترم بشمارند.

سخن آخر؟

در آخر از همسر فداکارم و فرزندان سخت کوشم که دوری مرا به واسطه فعالیت در خصوص طب سنتی تحمل کردند، سپاسگزاری می کنم و امیدوارم خداوند قصور مرا در این زمینه ببخشد.

منبع: نشریه قاصدک